نقد فیلم «کریستوفرها»: بهترین بازی ایان مک‌کلن از زمان «گاندالف» که دوباره جان تازه‌ای به سبک متأخر استیون سودربرگ می‌بخشد

«کریستوفرها» (The Christophers) – نئون

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، یک جعل‌کننده آثار هنری با بازی میکائلا کول استخدام می‌شود تا یکی از آثار ناتمام یک نقاش قدیمی را سرقت کند؛ در یکی از معدود فیلم‌های استیون سودربرگ که هنوز نشانی از زندگی واقعی در آن دیده می‌شود.

یادداشت سردبیر: این نقد نخستین‌بار در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۲۵ منتشر شده است. شرکت نئون این فیلم را از روز جمعه ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ در سینماها اکران می‌کند.

اگر هیچ چیز دیگری هم نباشد، همیشه دیدن فیلم تازه‌ای از استیون سودربرگ که واقعاً نشانی از زندگی در آن باشد، لذت‌بخش است. پس از بازی‌های جاسوسی بی‌روح «بلک بگ»، شگردهای پسامرگ‌گونه «پریزنس»، و حرکات کم‌رمق «آخرین رقص مگس مایک»، به نظر می‌رسید مسیر اخیر این فیلم‌ساز پرکار در ساخت تمرین‌های ژانری کوچک و روزبه‌روز بی‌جان، به هدر رفتن بازنشستگی‌اش منجر شده است. هرگز تصور نمی‌کردم پاسخ این بی‌حالی سودربرگ، یک مرد ۸۶ ساله باشد، اما ایان مک‌کلن — که بدون تردید یکی از مهم‌ترین بازی‌هایش را از زمان «ارباب حلقه‌ها» ارائه می‌دهد — در «کریستوفرها» چنان سرشار از انرژی و شور زندگی است که گویی می‌تواند کارگردانش را نیز از راه دور احیا کند.

مک‌کلن در نقش هنرمند رو به افول، که زمانی با نام جولیان اسکلار شناخته می‌شد، ظاهر می‌شود؛ نقاشی که زمانی بسیار معتبر بود و اوج شهرتش در دهه ۹۰ با مجموعه‌ای از پرتره‌های معشوق سابقش — همان کریستوفرِ عنوان فیلم — رقم خورد، اما سپس اعتبارش را از دست داد، به «ساایمون کاول» یک برنامه رقابتی تلویزیونی مضحک تبدیل شد، و به دلایل نامشخصی در سمت اشتباه «فرهنگ لغو» قرار گرفت. اکنون که گفته می‌شود به بیماری لاعلاجی مبتلاست، جولیان کاملاً منزوی شده و در آپارتمان شلوغ خود در لندن زندگی می‌کند؛ جایی که دیوارها با یادگارهای دوران موفقیتش پوشیده شده و اتاق‌های پشتی آن به انباری از خاطرات دردناک تبدیل شده است.

از جمله این خاطرات دردناک، رابطه او با کریستوفر است؛ رابطه‌ای که برای جولیان ثروت به همراه آورد اما او را زخمی کرد. کار او نیز همراه با این رابطه رو به افول رفت، تا جایی که هشت اثر پایانی از مجموعه شاخصش، به مدت ۳۰ سال در گوشه‌ای از خانه ناتمام باقی مانده‌اند. فرزندان بزرگسال و عبوس او (جیمز کوردن و جسیکا گانینگ) — که هنوز از رفتارهای سرد و بی‌رحمانه دوران کودکی‌شان آسیب دیده‌اند و به خوبی می‌دانند طبع خسیس پدرشان شامل ارث هم خواهد شد — امیدوارند پس از مرگ او گنجی پنهان شامل نقاشی‌هایی چند میلیون دلاری در خانه پیدا شود. به همین دلیل، آن‌ها بهترین جعل‌کننده آثار هنری بریتانیا را استخدام می‌کنند تا به‌عنوان دستیار وارد خانه شود و این آثار ناتمام «کریستوفرها» را سرقت کرده و با استفاده از مواد اصلی خود جولیان آن‌ها را تکمیل کند (به‌طوری که تشخیص جعلی بودنشان غیرممکن شود).

اما همه چیز به این سادگی نیست. جولیان طعمه آسانی نیست و لوری (با بازی زیرک، هوشمندانه و عمیق میکائلا کول) دلایلی برای فریب دادن او دارد که هیچ ارتباطی با پول ندارند. برخورد منافع موجود در فیلمنامه اد سالومون زمینه را برای یک اتاق بسته جذاب و پرتنش فراهم می‌کند که در هر گوشه آن تله‌ای پنهان شده است. سودربرگ چنان از ایده فعال کردن این تله‌ها هیجان‌زده است که دوربینش — که او خود با نام مستعار «پیتر اندروز» فیلم‌برداری می‌کند — به محض ورود به آپارتمان تنگ و قبرگونه جولیان شروع به لرزش می‌کند، گویی کارگردان از تماس نزدیک با یک بازیگری کلاسیک و قدرتمند دچار هیجان شده است.

آن ۳۰ دقیقه رویارویی اولیه یکی از بهترین بخش‌های کارنامه پس از بازنشستگی سودربرگ است. این بخش با ضبط ویدئوهای سریع و مشابه «کمیو» توسط جولیان آغاز می‌شود که هرکدام ۱۴۹ دلار قیمت دارند، و سپس در سراسر دوبلکس او ادامه پیدا می‌کند تا جایی که چیزی از میراثش باقی نمی‌ماند و همه‌چیز به یک آتش‌دان در حیاط پشتی ختم می‌شود. در میان این مسیر، هم نقاش مغرور و هم متقاضی کاری که به‌دنبال فریب او آمده، تمام نقاب‌های خود را کنار می‌زنند؛ و آنچه در ابتدا شبیه یک فیلم سرقت دیگر از سودربرگ به نظر می‌رسد، به یک دوگانه تند و گزنده — گاهی حتی پینترگونه — تبدیل می‌شود درباره هر آنچه انسان‌ها از یکدیگر می‌گیرند و در برابرش چه چیزی پس می‌دهند.

نه اینکه جولیان تاکنون چیزی بیش از دردسر یا شکست عاطفی به کسی داده باشد. او هنرمندی گستاخ است که جز توانایی آزار دادن دیگران چیزی برایش باقی نمانده؛ مهارتی که مانند یک فضیلت از آن مراقبت می‌کند. جولیان می‌داند که به‌عنوان هنرمند سقوط کرده است، اما ناتوانی در پذیرش این سقوط با کوچک‌تر شدن تدریجی زندگی‌اش همراه شده؛ جهان ممکن است جلو رفته باشد، اما او همچنان خود را مرکز آن می‌داند.

در اجرایی به اندازه همان بوم‌های ناتمام پیچیده، مک‌کلن این شخصیت را به‌عنوان مردی بدخلق و گزنده به تصویر می‌کشد که از تیزی زبانش لذت می‌برد، اما در عین حال او را بدون کوچک‌ترین احساسات‌گرایی، با نوعی تسلیم زخمی آغشته می‌کند؛ مردی که تنها به این دلیل دیگران را آزار می‌دهد که بلد نیست کمکشان کند. او روح خود را با مجموعه «کریستوفرها» به جهان عرضه کرده — شاید به قیمت کریستوفر — و این تجربه او را آن‌قدر آسیب‌پذیر کرده که باقی عمرش را در حالت تهاجمی سپری می‌کند.

در لوری، جولیان با کسی روبه‌رو می‌شود که می‌تواند او را در موقعیت دفاعی قرار دهد. لوری که قادر است سبک جولیان را بی‌نقص جعل کند اما خود از خلق اثر اصیل ناامید شده، آینه‌ای غیرمنتظره در برابر اوست. او زنی جوان، سیاه‌پوست، چندروابطی و به‌شدت محتاط نسبت به آسیب‌پذیری است که هر تعامل را با لحنی سرد و کنترل‌شده پیش می‌برد؛ تجسمی از همان کسی که یک هنرمند سفیدپوست سالخورده ممکن است مسئول بی‌اهمیت شدن خود بداند. با این حال، این دو شخصیت — به دلایلی که تا پایان فیلم کاملاً روشن نمی‌شود — به‌طرزی عمیق به هم گره خورده‌اند.

تماشای تلاش لوری و جولیان برای فهم ارتباط پیچیده میان خودشان می‌تواند بسیار درگیرکننده باشد. «کریستوفرها» زمانی در بهترین حالت خود قرار دارد که این دو شخصیت از طرح سرقت خانواده به‌عنوان بهانه‌ای برای شناخت خود و یکدیگر استفاده می‌کنند. فیلم تقریباً هیچ‌گاه از فضای گرفته آپارتمان جولیان خارج نمی‌شود، اما تعامل میان این دو نقاش نوعی نمایش مستقل است؛ و دوربین آزاد و واکنشی سودربرگ، انرژی‌ای را بازمی‌گرداند که در آثار اخیرش کمتر دیده می‌شد.

بله، این فیلم هنوز هم می‌تواند بدون تغییرات زیاد به‌صورت تئاتر اجرا شود، و بله، همچنان بیشتر شبیه تمرینی برای کارایی شخصی سودربرگ است تا یک اثر جدی پاپ‌آرت؛ اما «کریستوفرها» پاسخی برای این موضوع دارد. واقعی یا جعلی، کامل یا ناتمام، تمرین ژانری یا بیانیه‌ای شخصی؛ آثاری که خلق می‌کنیم تأثیری بر جهان دارند که هیچ بازاری قادر به سنجش آن نیست. و به همان اندازه، این موضوع درباره انسان‌هایی که جرأت خلق کردن دارند نیز صادق است.

نمره: B

«کریستوفرها» نخستین‌بار در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۲۵ به نمایش درآمد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا